ترجمه "racket" به فارسی
راکت, هیاهو, جنجال بهترین ترجمه های "racket" به فارسی هستند.
racket
verb
noun
دستور زبان
(only in singular) A loud noise. [..]
-
راکت
nounNow me, I'm playing with a new racket.
منو درک ميکني ، من با يه راکت جديد بازي ميکنم
-
هیاهو
nounCreators and critics the best of them were working in silence, far from the racket
خواه آفریننده و خواه منتقد، بهترینشان در خاموشی و دور از هیاهو کار میکردند،
-
جنجال
-
ترجمه های کمتر
- باجگیری
- اخاذی
- قاچاق
- همهمه
- حیله
- فریب
- (از ریشه ی عربی)
- (تنیس و پینگ پنگ و غیره) راکت
- (جمع) رجوع شود به racquets
- (خودمانی) شغل
- (خودمانی) منبع پر درآمد
- (قدیمی) دوران جشن و شادمانی
- (معمولا با: around) بلوک گردی کردن
- (نادر) عیاشی کردن
- به زورستانی
- جنجال به پا کردن
- حقه بازی
- دوران سور چرانی
- راکت (ابزار ورزشی)
- ساره گیری
- سر و صدا
- سر و صدا کردن
- سور و ساز
- سورچرانی کردن
- شادی کردن
- عیاشی کردن
- مسافرت و عیاشی کردن
- مهمانی بزرگ و پر سر و صدا
- هیاهو راه انداختن
- کار آسان و پر درآمد
- کار غیر قانونی (از طریق تهدید یا تطمیع یا رشوه)
- کفش برف پیمایی (رجوع شود به snowshoe)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " racket " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Racket
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Racket" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Racket در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "racket"
عباراتی شبیه به "racket" با ترجمه به فارسی
-
دمپارویی میندانائو
-
دمپارویی سرکبود
-
دمپارویی کوهی
-
دمپارویی
-
زاغ درختی دمپارویی سیاه
-
یکجورتوپ بازی با چوگانی که انراracketمیگویند
-
(از راه قاچاق یا شیادی یا زور گویی) پول در کشیدن · اخاذ · اخاذی کردن · باجگیر · درکش · زورگو · شیاد · قاچاقچی · قلدر
-
بوجانگای دمپارویی کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن