ترجمه "ranker" به فارسی
افسر وظیفه, سرباز زیر پرچم, سرباز وظیفه بهترین ترجمه های "ranker" به فارسی هستند.
ranker
noun
adjective
دستور زبان
comparative form of rank: more rank [..]
-
افسر وظیفه
he reclaimed monuments so he became official ranker
بناهای تاریخی را اصلاح کردبه همین خاطر افسر وظیفه رسمس شد
-
سرباز زیر پرچم
-
سرباز وظیفه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ranker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ranker" با ترجمه به فارسی
-
رانکرها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن