ترجمه "ransom" به فارسی
فدیه, باج, رستگاری بهترین ترجمه های "ransom" به فارسی هستند.
Money paid for the freeing of a hostage. [..]
-
فدیه
nounHe accepted the “corresponding ransom” and was willing to apply it in behalf of his human servants.
او «فدیه یا بهای برابر» را پذیرفت و حاضر بود در مورد خادمان انسانیاش به کار گیرد.
-
باج
Well, he arrived with a priest and a ransom?
اون با یه کشیش به همراه باج اومد ؟
-
رستگاری
15 Well, Paul wrote: “Do not be grieving God’s holy spirit, with which you have been sealed for a day of releasing by ransom.”
۱۵ پولس نوشت: «روح قدّوس خدا را که به او تا روز رستگاری مختوم شدهاید، محزون مسازید.»
-
ترجمه های کمتر
- سربها
- رهانیدن
- سرگزیت
- (با دادن سربها یا باج) آزاد کردن
- از گناه رهانیدن
- جان کرو رنسوم (شاعر آمریکایی)
- خون بها
- دیه دادن
- رستگار کردن
- سر خرید
- مبلغ سربها یا باج
- نجات از گناه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ransom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ransom (film)
"Ransom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ransom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.