ترجمه "ransomer" به فارسی
فدیه دهنده ترجمه "ransomer" به فارسی است.
ransomer
noun
دستور زبان
A person who pays a ransom. [..]
-
فدیه دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ransomer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ransomer" با ترجمه به فارسی
-
(با دادن سربها یا باج) آزاد کردن · از گناه رهانیدن · باج · جان کرو رنسوم (شاعر آمریکایی) · خون بها · دیه دادن · رستگار کردن · رستگاری · رهانیدن · سر خرید · سربها · سرگزیت · فدیه · مبلغ سربها یا باج · نجات از گناه
-
(با دادن سربها یا باج) آزاد کردن · از گناه رهانیدن · باج · جان کرو رنسوم (شاعر آمریکایی) · خون بها · دیه دادن · رستگار کردن · رستگاری · رهانیدن · سر خرید · سربها · سرگزیت · فدیه · مبلغ سربها یا باج · نجات از گناه
-
(با دادن سربها یا باج) آزاد کردن · از گناه رهانیدن · باج · جان کرو رنسوم (شاعر آمریکایی) · خون بها · دیه دادن · رستگار کردن · رستگاری · رهانیدن · سر خرید · سربها · سرگزیت · فدیه · مبلغ سربها یا باج · نجات از گناه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن