ترجمه "rath" به فارسی
سریع, چابک, تند بهترین ترجمه های "rath" به فارسی هستند.
rath
adjective
noun
دستور زبان
Alternative form of [i]rathe[/i] [..]
-
سریع
adjective adverbThe rath comes on instant alert.
کل دژ سریع به حال آماده باش درمی آید.
-
چابک
adjective noun -
تند
adjective adverb
-
ترجمه های کمتر
- مایل
- زود رس
- پیش رس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rath " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rath"
عباراتی شبیه به "rath" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) · آغازین · تند · زودآیند · زودرس (rath هم می نوشتند) · سریع · فرز · مشتاق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن