ترجمه "rathe" به فارسی

آغازین, زودآیند, فرز بهترین ترجمه های "rathe" به فارسی هستند.

rathe adjective adverb دستور زبان

(poetic) ripening or blooming early. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آغازین

  • زودآیند

  • فرز

    adjective adverb
  • ترجمه های کمتر

    • مشتاق
    • سریع
    • تند
    • (قدیمی)
    • زودرس (rath هم می نوشتند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rathe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rathe" با ترجمه به فارسی

  • تند · زود رس · سریع · مایل · پیش رس · چابک
اضافه کردن

ترجمه های "rathe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه