ترجمه "rattle" به فارسی

جغجغه, سروصدا, هیاهو بهترین ترجمه های "rattle" به فارسی هستند.

rattle verb noun دستور زبان

(onomatopoeia) a sound made by loose objects shaking or vibrating against one another [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جغجغه

    noun

    musical instrument

    You look like a baby with a rattle.

    مثل بچه اي مي موني که جغجغه گرفته دستش

  • سروصدا

    Out in the kitchen Lucy was rattling dinner together

    در آشپزخانه لوسی با سروصدا آشپزی میکرد

  • هیاهو

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خرناس
    • (تنفس) خرخر
    • (دائما) زر زدن
    • (معمولا با: down) دارای طناب افقی کردن (رجوع شود به ratline)
    • با شتاب گفتن یاخواندن
    • به تلق و تولوق انداختن
    • تضعیف روحیه کردن
    • تق تق
    • تق تق کردن
    • تلق تلق کردن
    • تلق تولوق
    • تند و بی وقفه حرف زدن
    • جغ جغ
    • جغ جغ کردن
    • جغجغه ی دم مار
    • حواس را کسی را پرت کردن
    • زنگ (در دم مار زنگی)
    • صدای تق تق چیزی را در آوردن
    • صدای جغجغه کردن
    • صدای خس خس
    • ور زدن
    • وراجی کردن
    • گفت و شنود پر سر و صدا
    • گیج کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rattle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rattle
+ اضافه کردن

"Rattle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rattle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rattle"

عباراتی شبیه به "rattle" با ترجمه به فارسی

  • جان کندن · خرخر مرگ (صدایی که گاهی از گلوی شخص در حال نزع برمی خیزد)
  • قدرت نمایی
  • توبراویروس جغجغی توتون · ويروس جغجغي توتون
  • (عامیانه) بسیار · (عامیانه) تند · آنچه که تلق تلق کند · ترسناک · تق تقو · تند · جغجغه · جغجغو · خوش · خوشحال · خیلی · زنده · شاد · صدای خس خس · پر نیرو · پرنشاط
  • توبراویروس جغجغی توتون · ويروس جغجغي توتون
  • دم از جنگ زدن · قدرت نمایی · قدرت نمایی کردن · نیروی نظامی خود را به رخ کشیدن
  • (عامیانه) بسیار · (عامیانه) تند · آنچه که تلق تلق کند · ترسناک · تق تقو · تند · جغجغه · جغجغو · خوش · خوشحال · خیلی · زنده · شاد · صدای خس خس · پر نیرو · پرنشاط
  • (عامیانه) بسیار · (عامیانه) تند · آنچه که تلق تلق کند · ترسناک · تق تقو · تند · جغجغه · جغجغو · خوش · خوشحال · خیلی · زنده · شاد · صدای خس خس · پر نیرو · پرنشاط
اضافه کردن

ترجمه های "rattle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه