ترجمه "rattletrap" به فارسی

اسقاط, فکسنی, (به ویژه اتومبیل) قراضه بهترین ترجمه های "rattletrap" به فارسی هستند.

rattletrap adjective noun دستور زبان

Mechanically unreliable or in disrepair. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسقاط

  • فکسنی

  • (به ویژه اتومبیل) قراضه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rattletrap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rattletrap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه