ترجمه "rattrap" به فارسی
مخمصه, گرفتاری, دام بهترین ترجمه های "rattrap" به فارسی هستند.
rattrap
noun
دستور زبان
A trap used to catch rats. [..]
-
مخمصه
-
گرفتاری
-
دام
noun
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه) بنای کثیف و قراضه
- تله موش
- تله ی موش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rattrap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن