ترجمه "ratty" به فارسی

موشی, ژنده, (امریکا- خودمانی) پاره پوره بهترین ترجمه های "ratty" به فارسی هستند.

ratty adjective دستور زبان

(colloquial) In poor condition or repair; worn out; battered; tattered; torn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موشی

    adjective
  • ژنده

    adjective
  • (امریکا- خودمانی) پاره پوره

  • ترجمه های کمتر

    • (انگلیس - خودمانی) بدعنق
    • موش زده
    • موش سان
    • موش مانند
    • موش وار
    • پر از موش
    • گه مرغی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ratty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ratty
+ اضافه کردن

"Ratty" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ratty در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "ratty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه