ترجمه "ravel" به فارسی

واچیدن, گوریدگی, پیچیدگی بهترین ترجمه های "ravel" به فارسی هستند.

ravel Verb verb noun دستور زبان

To pull apart (especially cloth or a seam); unravel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واچیدن

  • گوریدگی

  • پیچیدگی

  • ترجمه های کمتر

    • واگوراندن
    • نردبان
    • گرفتاری
    • (به ویژه چیز بافته) ازهم باز شدن
    • (در اصل) گوراندن
    • (قدیمی) گوریده شدن
    • (مثلا گیسو) شانه ومرتب کردن
    • از گوریدگی در آوردن
    • ازهم بازکردن
    • بهم پیوستن
    • جدا و مرتب کردن
    • دام بلا
    • درهم و برهم شدن
    • درهم و برهم کردن
    • درهم پیچیدگی
    • ریش شدن (مثل کناره های فرش پاخورده)
    • موریس راول (آهنگساز فرانسوی)
    • وا بافتن
    • وا بافته شدن
    • وا رفتن
    • واچیده شدن
    • پیچیده شدن
    • پیچیده کردن
    • گره خوردن
    • گره خوردگی
    • گره زدن
    • گوریده کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ravel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ravel noun

French composer and exponent of Impressionism (1875-1937)

+ اضافه کردن

"Ravel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ravel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ravel" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه نخ) از هم باز شده · (چیز بافته) از هم بازشدگی · ریش شدگی · وابافته · واچیده · واچیدگی
  • نخهای ریش شده واویخته ازلبه پارچه
  • موریس راول
  • مخمصه · گرفتاری · گوریدگی · گیر کردگی
اضافه کردن

ترجمه های "ravel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه