ترجمه "raven" به فارسی

زاغ, غراب, کلاغ بهترین ترجمه های "raven" به فارسی هستند.

raven adjective verb noun دستور زبان

A common name for several, generally large and lustrous black species of birds in the genus Corvus, especially the common raven, Corvus corax. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زاغ

    noun

    bird

    We need to get a raven north to Sansa.

    باید یه زاغ به سمت شمال برای سانسا بفرستیم

  • غراب

    noun

    bird [..]

  • کلاغ

    noun

    bird

    Homais, as was due to his principles, compared priests to ravens attracted by the odour of death.

    هومه بر مبنای معتقدات خود کشیشها را به کلاغ تشبیه کرد که به به وی لاشه جذب میشوند.

  • ترجمه های کمتر

    • كلاغ
    • قیرگون
    • بلعیدن
    • (با ولع) دریدن و خوردن
    • (با گرسنگی) دنبال طعمه گشتن
    • (جانورشناسی) زاغ
    • (حریصانه) پاره کردن
    • (مهجور) به زور گرفتن
    • اشتهای زیاد داشتن
    • جوع داشتن
    • حرص زدن
    • رجوع شود به ravin
    • سیاه و براق
    • سیرایی نداشتن
    • طعمه کردن
    • ژیان شدن
    • کلاغ سیاه
    • کلاغ سیاه (انواع کلاغ های بزرگ به ویژه Corvus corax)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " raven " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Raven proper

A female given name for a girl with raven hair, used since the 1970s. [..]

+ اضافه کردن

"Raven" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Raven در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "raven"

عباراتی شبیه به "raven" با ترجمه به فارسی

  • (جانور شناسی) قره قاز (Hemitripterus americanus - بومی شمال اقیانوس اطلس) · ماهي كابزان · ماهیان اسکالپین
  • غراب گردنقهوهای
  • (برای خوراک) حریص · (بسیار) مشتاق · (بسیار) گرسنه · اکول · بسیار گرسنه · بی سیرایی · حریص · خواهان · خیلی گرسنه · درنده خو · درنده خوی · سبع · پر ولع · پرخور · ژیان · گرسنگی زده · گرگ صفت
  • غراب معمولی · كلاغ
  • (با گرسنگی و ولع) در جستجوی طعمه · بسیار گرسنه · حریص · خیلی گرسنه · درنده خو · درنده خوی · رجوع شود به ravin · پرخور · گرگ صفت
  • كلاغهاي سياه · كورووس · کلاغها
  • باگرسنگی زیاد · حریصانه
  • مرغ حق
اضافه کردن

ترجمه های "raven" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه