ترجمه "ravelment" به فارسی

مخمصه, گرفتاری, گوریدگی بهترین ترجمه های "ravelment" به فارسی هستند.

ravelment
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخمصه

  • گرفتاری

  • گوریدگی

  • گیر کردگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ravelment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ravelment" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه نخ) از هم باز شده · (چیز بافته) از هم بازشدگی · ریش شدگی · وابافته · واچیده · واچیدگی
  • نخهای ریش شده واویخته ازلبه پارچه
  • موریس راول
  • (به ویژه چیز بافته) ازهم باز شدن · (در اصل) گوراندن · (قدیمی) گوریده شدن · (مثلا گیسو) شانه ومرتب کردن · از گوریدگی در آوردن · ازهم بازکردن · بهم پیوستن · جدا و مرتب کردن · دام بلا · درهم و برهم شدن · درهم و برهم کردن · درهم پیچیدگی · ریش شدن (مثل کناره های فرش پاخورده) · موریس راول (آهنگساز فرانسوی) · نردبان · وا بافتن · وا بافته شدن · وا رفتن · واچیدن · واچیده شدن · واگوراندن · پیچیده شدن · پیچیده کردن · پیچیدگی · گرفتاری · گره خوردن · گره خوردگی · گره زدن · گوریده کردن · گوریدگی
اضافه کردن

ترجمه های "ravelment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه