ترجمه "ravishing" به فارسی

دلفریب, دلربا, زنای به عنف بهترین ترجمه های "ravishing" به فارسی هستند.

ravishing adjective noun verb دستور زبان

Present participle of ravish. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلفریب

    adjective
  • دلربا

    adjective

    asound as celestial, divine, ineffable, ravishing, as the other had beenhorrible.

    صدایی ملکوتی، وصفناپذیر و بهمان اندازه که صدای نخستین وحشتآور بود، دلربا.

  • زنای به عنف

    adjective
  • مسحور کننده و دلبر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ravishing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ravishing" با ترجمه به فارسی

  • (با زن) به زور جماع کردن · (بسیار) خوشنود کردن · به اسارت بردن · بی عدالتی کردن · تجاوز جنسی کردن · در ربودن · غرق مسرت کردن · مسحور کردن · چاپیدن · گرفتن و به زور بردن
  • از خود بیخودی · جذبه · ربایش · معراج · هتک ناموس
  • جمال · حسن · غاصب
اضافه کردن

ترجمه های "ravishing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه