ترجمه "reach" به فارسی
رساندن, رسیدن, دسترس بهترین ترجمه های "reach" به فارسی هستند.
reach
verb
noun
دستور زبان
To extend; to stretch; to thrust out; to put forth, as a limb, a member, something held, or the like. [..]
-
رساندن
verb -
رسیدن
verbHarry was quite glad to reach the weekend.
در پایان هفته هری از فرا رسیدن تعطیلات بینهایت خوشحال بود.
-
دسترس
And the numbers grow ever farther from our reach.
و تعداد آنهائی که از دسترس ما خارج هستند رشد می کند.
-
ترجمه های کمتر
- دسترسی
- برد
- گسترش
- حدود
- دامنه
- محوطه
- پهلوباد
- پراندن
- رسش
- (با تلفن و غیره) تماس گرفتن
- (دست و غیره را) دراز کردن
- (سر میز غذاخوری و غیره) رد کردن
- (کشتیرانی) باد عمود بر کشتی
- ادامه داشتن 6 - برداشتن
- انجام دادن
- با پهلو باد حرکت کردن
- باد پهلو
- بالغ شدن بر
- به انجام رسانیدن
- تحصیل کردن
- تماس گرفتن
- توسعه داشتن
- دادن 0
- دست بردن به طرف (چیزی) 1
- دست یافتن
- دسترسی داشتن
- دستیابی 3
- رسانش 2
- رسيدن به
- زدن 8 - دست یافتن
- صورت گرفتن
- نایل شدن
- نوسان نما
- کمک کردن
- کوشش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reach " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reach
-
آخرین گروه مخاطب
-
اخرین گروه مخاطب
REACH
Acronym
Registration, Evaluation and Authorisation of Chemicals
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"REACH" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای REACH در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "reach" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - عامیانه) · (جمع) لباس دست دوم (که مثلا خواهر بزرگتر به کوچکتر می دهد) · آماده · غیر ابتکاری · وازده · پیش دوخته
-
ریچ استاکر
-
(در مورد اثر و نتیجه و غیره) ژرف · دور رس · فراچنگ · فراگیر · گسترده
-
نیل · ورود
-
دراز شدن · دراز کردن
-
دسترسی بهتر
-
نیل · ورود
-
نیل · ورود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن