ترجمه "reactional" به فارسی
انعکاس, واکنشی, واکنش بهترین ترجمه های "reactional" به فارسی هستند.
reactional
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to a reaction (in any sense) [..]
-
انعکاس
noun -
واکنشی
Yes; but there would come a reaction directly he left the room.
بله؛ اما بلافاصله بعد از اینکه او از اتاق بیرون رفت واکنشی آمده بود.
-
واکنش
nounWhat was her reaction to the news?
واکنش او در مقابل این خبر چه بود؟
-
عکس العمل
Any trauma could induce a severe conversion reaction.
هر ضربه ي روحي ميتونه باعث القاي يه عکس العمل تغييرگونه ي سخت و طاقت فرسا بشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reactional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reactional" با ترجمه به فارسی
-
واکنش
-
تحمل ايمني · تشكيل پادتن · خونكافت ايمني · رقابت ايمني · كارپروردگي ايمني · واكنشهاي ايمني · واكنشهاي ايمنيشناختي · پاسخ ایمنی
-
انتقال الكترون · اکسایش-کاهشها · واكنشهاي اكسايش-كاهش · واكنشهاي رداکس
-
واکنش لکوموئید
-
واکنش پرخاشگرانه
-
قهوهایشدن غيرآنزيمي · واكنش قهوهايشدن · واکنش میلارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن