ترجمه "reactivate" به فارسی
بازگشتن, (بیماری ) عود کردن, (ناو یا قشون و غیره) دوباره به خدمت گرفتن بهترین ترجمه های "reactivate" به فارسی هستند.
reactivate
verb
دستور زبان
To activate again. [..]
-
بازگشتن
-
(بیماری ) عود کردن
-
(ناو یا قشون و غیره) دوباره به خدمت گرفتن
-
ترجمه های کمتر
- باز آمادن
- باز کنا شدن
- باز کنا کردن
- باز کنشور شدن
- باز کنشور کردن
- دوباره به کار انداختن
- دوباره فعال شدن
- دوباره فعال کردن
- کارخانه را دوباره به کار باز آماد کردن انداختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reactivate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reactivate" با ترجمه به فارسی
-
واکنشدار میانجی
-
ولت-آمپر راکتیو
-
فعالیت مجدد
-
برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي · برنامهريزي غيرخطي · برنامهريزي واكنشي · برنامهريزي پارامتري · برنامهريزي پويا · برنامهنویسی واکنشی · روشهای بهینهسازی
-
زره واکنشی انفجاری
-
وابسته به یا ناشی از واکنش · وازش پذیر · واکنش پذیر · واکنش گر · واکنشی
-
نشانگان رایتر
-
برنامهنویسی تابعی واکنشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن