ترجمه "reactive" به فارسی
واکنشی, وابسته به یا ناشی از واکنش, وازش پذیر بهترین ترجمه های "reactive" به فارسی هستند.
reactive
adjective
دستور زبان
that reacts or responds to a stimulus [..]
-
واکنشی
but they always seem to be so reactive.
ولی اونها همیشه خیلی واکنشی به نظر میان.
-
وابسته به یا ناشی از واکنش
-
وازش پذیر
-
ترجمه های کمتر
- واکنش پذیر
- واکنش گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reactive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reactive
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Reactive" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reactive در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "reactive" با ترجمه به فارسی
-
واکنشدار میانجی
-
ولت-آمپر راکتیو
-
فعالیت مجدد
-
برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي · برنامهريزي غيرخطي · برنامهريزي واكنشي · برنامهريزي پارامتري · برنامهريزي پويا · برنامهنویسی واکنشی · روشهای بهینهسازی
-
زره واکنشی انفجاری
-
نشانگان رایتر
-
(بیماری ) عود کردن · (ناو یا قشون و غیره) دوباره به خدمت گرفتن · باز آمادن · باز کنا شدن · باز کنا کردن · باز کنشور شدن · باز کنشور کردن · بازگشتن · دوباره به کار انداختن · دوباره فعال شدن · دوباره فعال کردن · کارخانه را دوباره به کار باز آماد کردن انداختن
-
برنامهنویسی تابعی واکنشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن