ترجمه "reader" به فارسی

خواننده, جنگ, مجموعه بهترین ترجمه های "reader" به فارسی هستند.

reader noun دستور زبان

A person who reads a publication. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواننده

    noun

    A device that reads RFID tags and passes tag information in a digital form to a computer system.

    To satisfy my curious reader, it may be sufficient to describe Lorbrulgrud.

    برای خرسندی خاطر خواننده کنجکاو شاید وصف لوربرالگراد بسنده باشد.

  • جنگ

    noun

    Moussa's tweets are raw and personal, giving readers a snippet of what life is like for those caught in the crossfire.

    توئیتهای ساده و شخصی او ارزیابی کوچکی از شرایط زندگی آدمهایی که در میانه جنگ گرفتار شدهاند در اختیار خواننده قرار میدهد.

  • مجموعه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قاری
    • مصحح
    • گلچین
    • مدرس
    • سخنران
    • (آموزش) کتاب قرائت
    • (انگلیس) دانشیار
    • (دستگاه خواندن داده ها)خوانشگر
    • (مخفف : proof reader) غلطگیر
    • (موسسه ی انتشاراتی - کسی که کتب پیشنهادی برای چاپ را می خواند و نظر می دهد) ارزیاب متن
    • ... خوان 1
    • جنگ ادبی
    • دستیار استاد (که اوراق امتحانی را به جای استاد ارزیابی می کند) 9 - کف بین
    • ذره بین خواندن (reading glass هم می گویند)
    • فال گیر 0
    • قرائت کننده
    • لغزش گیر 5 - (شرکت برق یا گاز و غیره) خواننده ی کنتور (meter reader هم می گویند)
    • متن خوان
    • منقد ادبی
    • کتاب درس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reader " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Reader noun دستور زبان

(religion) A person who is not ordained but is appointed to lead most services in the Anglican Church. [..]

+ اضافه کردن

"Reader" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reader در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "reader"

عباراتی شبیه به "reader" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "reader" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه