ترجمه "readiness" به فارسی
آمادگی, میل, اشتیاق بهترین ترجمه های "readiness" به فارسی هستند.
readiness
noun
دستور زبان
the state or degree of being ready [..]
-
آمادگی
She struggled to sit up, but I was not ready to release her.
برای ایستادن تقلا میکرد، ولی من هنوز برای رها کردن او آمادگی نداشتم.
-
میل
After that they'd be quite ready to show me round the grounds.
سپس آنها آنجا را با کمال میل به من نشان میدادند.
-
اشتیاق
noun
-
ترجمه های کمتر
- آسانی
- خواست
- امادگی
- جانفشانی
- سهولت
- حاضر بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " readiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "readiness" با ترجمه به فارسی
-
غذاهاي آماده · غذاهاي آماده پخت · غذاهای آماده · غذاهای از پیش آماده
-
غذاهاي آماده · غذاهاي آماده پخت · غذاهای آماده · غذاهای از پیش آماده
-
آمادگی شغلی؛ آمادگی کاری
-
(آدم) زمخت · آزمایشی · برای استفاده ی موقت · زبر و زرنگ · سردستی · مقدماتی · کم سنجیده
-
(نیروی هوایی) اتاق فرمان
-
مبلمان قابل مونتاژ
-
(جامه) بخر و بپوش · دوخته آماده · وابسته به جامه های پیش دوخته · پوشاک آماده · پیش دوخته
-
حاضر آماده حرکت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن