ترجمه "readily" به فارسی
به آسانی, بلافاصله, فورا بهترین ترجمه های "readily" به فارسی هستند.
readily
adverb
دستور زبان
Without unwillingness or hesitation; showing readiness. [..]
-
به آسانی
I think there are few who would see it more readily.
فکر میکنم کم هستند کسانی که بتوانند به آسانی شما درست نتیجهگیری کنند.
-
بلافاصله
adverbThe advice was followed readily, for the feverish symptoms increased, and her head ached acutely.
بلافاصله طبق دستور عملکردند، چون علائم تب شدیدتر و سردردش هم بیشتر میشد.
-
فورا
he took it on himself quite readily.
خود آقای فیربرادر فورا خواهشام را پذیرفت.
-
ترجمه های کمتر
- با میل
- به دلخواه
- بی درنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " readily " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Readily
-
به آسانی
I think there are few who would see it more readily.
فکر میکنم کم هستند کسانی که بتوانند به آسانی شما درست نتیجهگیری کنند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن