ترجمه "reasonably" به فارسی
معقولانه, عقلا, حقا بهترین ترجمه های "reasonably" به فارسی هستند.
reasonably
adverb
دستور زبان
In accordance with reason. [..]
-
معقولانه
Yet, there are sound reasons for not giving up on a marital bond that is weakening.
دلایلی معقولانه وجود دارد که از زندگی زناشویی متزلزل خود مأیوس نشوید.
-
عقلا
You're a reasonably attractive guy.
تو عقلا آدم جذابي هستي
-
حقا
that i may be reasonably happy in this life
که حقا ممکنه در اين زندگي خوش باشم
-
ترجمه های کمتر
- با دلیل
- بطور معقول یا عادلانه
- قابل قبول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reasonably " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reasonably" با ترجمه به فارسی
-
خرد ناب
-
(با : into یا out of) مجاب کردن · (با استدلال) قانع کردن · استدلال · استدلال کردن · انگیزه · تدبیر · تدبیر کردن · تعقل کردن · حرف حساب زدن · خرد · دلیل · دلیل و برهان آوردن · رون · سبب · شعور · عقل · عقلانیت · علت · فراکافت کردن · فرنود · فرنود آوردن - - اندیشیدن · فهم · قدرت استدلال · لحاظ · متقاعد کردن · محاجه کردن · محرک · منطق · مورد
-
استدلال استنتاجی
-
اندیشگر · با دلیل · خردمند · خردمندانه · دارای قیمت به جا · عاقل · قابل قبول · قادر به استدلال · متعادل · مدبر · معتدل · معقول · مناسب · منصفانه 5 - عاقلانه · منطقی · میانه رو · نه خیلی گران
-
معقولیت
-
آزمون دلایل بهتر
-
عادلانه یا مناسب بودن · عقلانیت · معقول بودن · موجه بودن
-
اثبات · استدلال · تعقل · دلیل و برهان آوری · فرنایش · فرنود آوری · نتیجه ی استدلال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن