ترجمه "reasonableness" به فارسی
عقلانیت, عادلانه یا مناسب بودن, معقول بودن بهترین ترجمه های "reasonableness" به فارسی هستند.
reasonableness
noun
دستور زبان
(uncountable) The state or characteristic of being reasonable. [..]
-
عقلانیت
noun -
عادلانه یا مناسب بودن
-
معقول بودن
These are indications that we have learned to be reasonable.
این گونه رفتارها و خصوصیات نشان میدهد که معقول بودن را به درستی آموختهایم.
-
موجه بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reasonableness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reasonableness" با ترجمه به فارسی
-
خرد ناب
-
(با : into یا out of) مجاب کردن · (با استدلال) قانع کردن · استدلال · استدلال کردن · انگیزه · تدبیر · تدبیر کردن · تعقل کردن · حرف حساب زدن · خرد · دلیل · دلیل و برهان آوردن · رون · سبب · شعور · عقل · عقلانیت · علت · فراکافت کردن · فرنود · فرنود آوردن - - اندیشیدن · فهم · قدرت استدلال · لحاظ · متقاعد کردن · محاجه کردن · محرک · منطق · مورد
-
استدلال استنتاجی
-
با دلیل · بطور معقول یا عادلانه · حقا · عقلا · قابل قبول · معقولانه
-
اندیشگر · با دلیل · خردمند · خردمندانه · دارای قیمت به جا · عاقل · قابل قبول · قادر به استدلال · متعادل · مدبر · معتدل · معقول · مناسب · منصفانه 5 - عاقلانه · منطقی · میانه رو · نه خیلی گران
-
معقولیت
-
آزمون دلایل بهتر
-
اثبات · استدلال · تعقل · دلیل و برهان آوری · فرنایش · فرنود آوری · نتیجه ی استدلال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن