ترجمه "Reason" به فارسی
دلیل- برهان, عقل, دلیل بهترین ترجمه های "Reason" به فارسی هستند.
-
دلیل- برهان
However, it doesn't do to reason about things;
هرچند، دلیل برهان آوردن فایدهای ندارد،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Reason " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
a cause: [..]
-
عقل
noun(the capacity of the human mind for) rational thinking [..]
That reply is the expression of a consciousness that is not subject to reason.
این جواب بیان شعوری است که تابع عقل نیست.
-
دلیل
nounthat which causes: a cause [..]
Do I need to explain the reason to him?
آیا لازم است دلیل را به او توضیح دهم؟
-
سبب
nounthat which causes: a cause [..]
After the common salutations were over, observing his lordship's countenance full of concern, and inquiring into the reason.
پس از سلام و تعارف مرسوم چون دیدم که آثار اضطراب در چهره عالی جناب هویداست سبب پرسیدم.
-
ترجمه های کمتر
- علت
- استدلال کردن
- استدلال
- مورد
- محاجه کردن
- منطق
- خرد
- شعور
- انگیزه
- تدبیر
- فرنود
- فهم
- لحاظ
- محرک
- عقلانیت
- رون
- (با : into یا out of) مجاب کردن
- (با استدلال) قانع کردن
- تدبیر کردن
- تعقل کردن
- حرف حساب زدن
- دلیل و برهان آوردن
- فراکافت کردن
- فرنود آوردن - - اندیشیدن
- قدرت استدلال
- متقاعد کردن
عباراتی شبیه به "Reason" با ترجمه به فارسی
-
خرد ناب
-
استدلال استنتاجی
-
با دلیل · بطور معقول یا عادلانه · حقا · عقلا · قابل قبول · معقولانه
-
اندیشگر · با دلیل · خردمند · خردمندانه · دارای قیمت به جا · عاقل · قابل قبول · قادر به استدلال · متعادل · مدبر · معتدل · معقول · مناسب · منصفانه 5 - عاقلانه · منطقی · میانه رو · نه خیلی گران
-
معقولیت
-
آزمون دلایل بهتر
-
عادلانه یا مناسب بودن · عقلانیت · معقول بودن · موجه بودن
-
اثبات · استدلال · تعقل · دلیل و برهان آوری · فرنایش · فرنود آوری · نتیجه ی استدلال