ترجمه "reckless" به فارسی

بی ملاحظه, بی پروا, شورتی بهترین ترجمه های "reckless" به فارسی هستند.

reckless adjective دستور زبان

Careless or heedless; headstrong or rash. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی ملاحظه

    adjective

    A reckless cub leaped forward and dug his teeth into the impala.

    بچه شیری بی ملاحظه جلو پرید و دندانهایش را در بدن آهو فرو برد.

  • بی پروا

    adjective

    At last she looked up with something reckless and defiant in her manner.

    سرانجام با حالتی بی پروا و معترض سربلند کرد

  • شورتی

  • ترجمه های کمتر

    • تند
    • بی اعتنا
    • بی باک
    • بی دقت
    • فاقد حس مسئولیت
    • فاقد مآل اندیشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reckless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reckless" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "reckless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه