ترجمه "recording" به فارسی

ثبت, ضبط, نگارش بهترین ترجمه های "recording" به فارسی هستند.

recording verb noun دستور زبان

Present participle of record. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ثبت

    noun

    This moment will be recorded in history.

    این لحظه ای است که در تاریخ ثبت خواهد شد.

  • ضبط

    noun

    Yeah, and I recorded the whole thing on my cell phone.

    آره ، منم همه چي رو توي موبايلم ضبط کردم.

  • نگارش

    noun

    It contains the most accurate record of human history and even goes back beyond the creation of humans.

    این کتاب شامل دقیقترین نگارش تاریخ بشر و حتی پیش از پیدایش اوست.

  • ترجمه های کمتر

    • آگاشتگر
    • داگر
    • ثبات
    • سند (و غیره)
    • صفحه (گرامافون)
    • نوار (صوتی یا تصویری)
    • هر چیزی که ثبت یا ضبط شده باشد
    • ویژگی آوایی یا فرتوری (صوتی یا تصویری) صفحه یا نوار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recording " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Recording
+ اضافه کردن

"Recording" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Recording در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "recording" با ترجمه به فارسی

  • جای عکس
  • دفتر ملی بایگانی و مدارک آمریکا
  • ثبت داده · ثبت داده ها
  • پرونده سلامت شخصی
  • (با عقربه و غیره) نشان دادن · (ورزش و غیره) رکورد · (کامپیوتر) رکورد · (گرامافون) صفحه (disk هم می گویند) · - ترین 1 · آمار · آگاشتن · امتیاز · بایگانی · برگه · بی سابقه · بی پیشینه · بیتا · تاریخچه · ثبت · ثبت کردن · حاکی بودن · حد نصاب · حساب برد و باخت · دفتر · دیس · ردیف · رکوردبندی کردن 0 · سابقه · سیاهه · سیاهه برداشتن · شرح دادن · صفحه گرامافون · ضبط · ضبط کردن · فرداد · فردادی · مدرک · نوشتن · نوشته · نگارش 5 - سند · نگاشتن · پرونده · پيشينه · پیش آمار · پیشینه · پیشینه گاه · یادداشت · یادداشت کردن
  • بارشسنجها · برفسنجها · ثبتكنندههاي شدت باران
اضافه کردن

ترجمه های "recording" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه