ترجمه "reflective" به فارسی

بازتابنده, فکور, اندیشمند بهترین ترجمه های "reflective" به فارسی هستند.

reflective adjective دستور زبان

Something which reflects, or redirects back to the source. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازتابنده

  • فکور

    looking at him with those reflective eyes of hers, which now were so different to him.

    با چشمان فکور خود که اکنون نسبت به دیرک چنان بیاعتنا شده بودند به او نگریسته بود.

  • اندیشمند

  • ترجمه های کمتر

    • متفکر
    • انعکاسی
    • بازتابشی
    • بازتابگر
    • بازرخششی
    • بازرخشگر
    • پستافتی
    • اهل غور و تفکر
    • غرق در افکار
    • منعکس کننده یا شونده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reflective " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Reflective
+ اضافه کردن

"Reflective" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reflective در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "reflective" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "reflective" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه