ترجمه "reflection" به فارسی
بازتاب, انعکاس, تفکر بهترین ترجمه های "reflection" به فارسی هستند.
The act of reflecting or the state of being reflected. [..]
-
بازتاب
act of reflecting; the state of being reflected [..]
Children reflect the family atmosphere.
بچه ها محیط خانه را بازتاب می دهند.
-
انعکاس
nounAll we have just seen is a reflection of human behavior.
هر چيزي که ما مشاهده ميکنيم فقط يک انعکاس از رفتارهاي انسان است.
-
تفکر
nounI have considered, ever since I have been capable of serious reflection.
از همان نخستین لحظاتی که توانستهام به طور جدی تفکر کنم به همین موضوع اندیشیدهام.
-
ترجمه های کمتر
- فرتور
- غور
- تامل
- فکر
- عکس
- اندیشه
- بازتابش
- تجلی
- خاطره ی تلخ
- مشاهده ی نامطلوب
- نتیجه
- انعكاس
- نشان
- متفکر
- نشخوار
- بازرخشش
- پستافت
- آبروریزی
- نشانگر
- (صدا) پژواک
- اندیشه ی منفی
- باز رخش
- خرده گیری
- غرق در افکار
- هر چیز منعکس شده : تصویر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reflection " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reflection (computer science)
"Reflection" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reflection در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "reflection"
عباراتی شبیه به "reflection" با ترجمه به فارسی
-
بازتاب پذیری · قابلیت بازتاب
-
(فیزیک) بازتابندگی · بازتاب پذیری · بازتابندگی · قابلیت بازتاب
-
خاصیت انعکاس · فکوری
-
پراکندگی سطحی
-
بازتاب منظم
-
تلسکوپ آیینه ای · تلسکوپ بازتابگر · تلسکوپ بازتابی · تلسکوپ نوری
-
بازتاب پذیری · قابلیت بازتاب
-
با اندیشه · بطور منعکس · فکورانه