ترجمه "reflecting" به فارسی
متفکر ترجمه "reflecting" به فارسی است.
reflecting
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of reflect. [..]
-
متفکر
nounAnd he began slowly, and as it were reflectively, looking round him again.
این بگفت و با چهرهای متفکر به آهستگی شروع به مطالعهٔ تالار نمود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reflecting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reflecting" با ترجمه به فارسی
-
بازتاب پذیری · قابلیت بازتاب
-
(فیزیک) بازتابندگی · بازتاب پذیری · بازتابندگی · قابلیت بازتاب
-
خاصیت انعکاس · فکوری
-
پراکندگی سطحی
-
بازتاب منظم
-
تلسکوپ آیینه ای · تلسکوپ بازتابگر · تلسکوپ بازتابی · تلسکوپ نوری
-
بازتاب پذیری · قابلیت بازتاب
-
با اندیشه · بطور منعکس · فکورانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن