ترجمه "reflect" به فارسی
تفکر کردن, انعکاس, بازتاباندن بهترین ترجمه های "reflect" به فارسی هستند.
(transitive) To bend back (light, etc.) from a surface. [..]
-
تفکر کردن
-
انعکاس
nounTo copy driver binaries, install services, and add registry keys for one or more drivers from a driver package onto a system, without the context of a specific device. A system can be booted from reflected drivers, however full device installation may still be required in order to enable full driver functionality.
All we have just seen is a reflection of human behavior.
هر چيزي که ما مشاهده ميکنيم فقط يک انعکاس از رفتارهاي انسان است.
-
بازتاباندن
-
ترجمه های کمتر
- بازتابیدن
- غورکردن
- فکرکردن
- نمایاندن
- (صدا) پژواک داشتن
- (معمولا با: on) اندیشیدن
- (نور یا گرما) بازتاب داشتن
- آشکار کردن
- اندیشه کردن
- باز رخش کردن
- باز رخشیدن
- بیان کردن
- تعمق کردن
- در شگفت ماندن
- طنین افکندن
- عبادت کردن
- منعکس شدن یا کردن
- نشان دادن
- نشخوار کردن
- پس تافت کردن
- پس تافتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reflect " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A gradient brush option that makes the gradient repeat in alternating reflections.
"Reflect" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reflect در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "reflect" با ترجمه به فارسی
-
بازتاب پذیری · قابلیت بازتاب
-
(فیزیک) بازتابندگی · بازتاب پذیری · بازتابندگی · قابلیت بازتاب
-
خاصیت انعکاس · فکوری
-
پراکندگی سطحی
-
بازتاب منظم
-
تلسکوپ آیینه ای · تلسکوپ بازتابگر · تلسکوپ بازتابی · تلسکوپ نوری
-
بازتاب پذیری · قابلیت بازتاب
-
با اندیشه · بطور منعکس · فکورانه