ترجمه "regardful" به فارسی

متواضع, مودب, حساس بهترین ترجمه های "regardful" به فارسی هستند.

regardful adjective دستور زبان

Respectful. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متواضع

  • مودب

  • حساس

  • ترجمه های کمتر

    • متوجه
    • (معمولا با: of) باملاحظه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regardful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "regardful" با ترجمه به فارسی

  • (با دقت) نگاه کردن · (به کسی یا چیزی) خیره شدن · (جمع) سلام رسانی · (در)باره · (مهجور) اهمیت دادن · (مهجور) قیافه · (نگاه) زل زل · احترام · احترام قائل شدن 0 · ارادت · اعتبار · اعتنا · برانداز کردن، ورانداز کردن · به حساب آوردن · به شمار آوردن · تلقی کردن 1 · توجه · توجه کردن 3 · در مورد · درود · دیدَن · راجع (به) · زل زل نگاه کردن · سر و کار داشتن 2 · سلام · ظاهر · عزت · عطف · لحاظ · مربوط بودن · ملاحظه · مورد ملاحظه قرار دادن · نظر · نگاه · نگاه ثابت · نگاه خیره · نگاه کردن · نگریستن · وابسته بودن به · پروا
  • بالسویه دیدن، یکسان شمردن، دانستن و دیدن
  • توجه به علایق شخصی · رتبه · رجوع شود به self-respect · شان · مقام · وقار
  • با احترام
  • در باب · درباره · راجع به · مربوط
  • (نشان های اشرافی) سر به عقب · رو به عقب
  • درباره
  • آوازه داشتن · ارجمند شمردن · شهرت داشتن · لایق دانستن
اضافه کردن

ترجمه های "regardful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه