ترجمه "regally" به فارسی
شاهانه, بطور شاهوار بهترین ترجمه های "regally" به فارسی هستند.
regally
adverb
دستور زبان
In a regal manner, in the way of, or befitting, royalty. [..]
-
شاهانه
He waves a hand regally and the trees rustle overhead.
یک دستش را شاهانه تکان میدهد و درختان بالای سرمان خش خش میکنند.
-
بطور شاهوار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regally " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "regally" با ترجمه به فارسی
-
(به افتخار کسی) ضیافت دادن · (قدیمی) خوراک مطبوع · (قدیمی) سور · خورد و خوراک · سخت خوشنود کردن · سرگرم و محفوظ کردن · سور · سور دادن · مهمانی
-
(جانور شناسی) پروانه ی موناوک (Citheronia regalis)
-
امتیازات سلطنتی · سلطنت · پادشاهی
-
خورونوش · خوش گذرانی · سور · لذت · مهمانی
-
با شکوه · خسروانی · سلطنتی · شاهانه · شاهی · شایگان · شهسوار · شکوهمند · مجلل · کاویان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن