ترجمه "regalement" به فارسی

خورونوش, سور, مهمانی بهترین ترجمه های "regalement" به فارسی هستند.

regalement noun دستور زبان

The act of regaling. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خورونوش

  • سور

    noun
  • مهمانی

    noun

    Aureliano Segundo did not let the chance go by to regale his cousins with a thunderous champagne

    آئورلیانو سگوندو فرصت را از دست نداد و مهمانی مفصلی به افتخار عموزادههای پدرش راه انداخت که در طی آن شامپاین مانند سیل جاری بود.

  • ترجمه های کمتر

    • لذت
    • خوش گذرانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regalement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "regalement" با ترجمه به فارسی

  • (به افتخار کسی) ضیافت دادن · (قدیمی) خوراک مطبوع · (قدیمی) سور · خورد و خوراک · سخت خوشنود کردن · سرگرم و محفوظ کردن · سور · سور دادن · مهمانی
  • (جانور شناسی) پروانه ی موناوک (Citheronia regalis)
  • امتیازات سلطنتی · سلطنت · پادشاهی
  • بطور شاهوار · شاهانه
  • با شکوه · خسروانی · سلطنتی · شاهانه · شاهی · شایگان · شهسوار · شکوهمند · مجلل · کاویان
اضافه کردن

ترجمه های "regalement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه