ترجمه "regality" به فارسی
سلطنت, پادشاهی, امتیازات سلطنتی بهترین ترجمه های "regality" به فارسی هستند.
regality
noun
دستور زبان
Royalty; sovereignty; sovereign jurisdiction. [..]
-
سلطنت
noun -
پادشاهی
noun -
امتیازات سلطنتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "regality" با ترجمه به فارسی
-
(به افتخار کسی) ضیافت دادن · (قدیمی) خوراک مطبوع · (قدیمی) سور · خورد و خوراک · سخت خوشنود کردن · سرگرم و محفوظ کردن · سور · سور دادن · مهمانی
-
(جانور شناسی) پروانه ی موناوک (Citheronia regalis)
-
بطور شاهوار · شاهانه
-
خورونوش · خوش گذرانی · سور · لذت · مهمانی
-
با شکوه · خسروانی · سلطنتی · شاهانه · شاهی · شایگان · شهسوار · شکوهمند · مجلل · کاویان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن