ترجمه "regard" به فارسی

احترام, توجه, ملاحظه بهترین ترجمه های "regard" به فارسی هستند.

regard verb noun دستور زبان

One's concern for another; esteem. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احترام

    noun

    I have a great regard for you and Emma.

    من برای شما و اِما خیلی احترام قائلم.

  • توجه

    noun

    Thanks a lot and many regards to you all.

    با تشکر زیاد و توجه بسیاری را به همه شما.

  • ملاحظه

    noun

    The establishment of a relationship between two related arguments.

    That is certainly no longer necessary, with regard to the child.

    مطمئنا بیش از این ضرورتی ندا ره ملاحظه این بچه رو بکنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • دیدَن
    • نظر
    • سلام
    • درود
    • نگاه خیره
    • نگاه
    • لحاظ
    • برانداز کردن، ورانداز کردن
    • ارادت
    • نگریستن
    • اعتنا
    • عطف
    • اعتبار
    • ظاهر
    • عزت
    • پروا
    • (با دقت) نگاه کردن
    • (به کسی یا چیزی) خیره شدن
    • (جمع) سلام رسانی
    • (در)باره
    • (مهجور) اهمیت دادن
    • (مهجور) قیافه
    • (نگاه) زل زل
    • احترام قائل شدن 0
    • به حساب آوردن
    • به شمار آوردن
    • تلقی کردن 1
    • توجه کردن 3
    • در مورد
    • راجع (به)
    • زل زل نگاه کردن
    • سر و کار داشتن 2
    • مربوط بودن
    • مورد ملاحظه قرار دادن
    • نگاه ثابت
    • نگاه کردن
    • وابسته بودن به
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Regard
+ اضافه کردن

"Regard" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Regard در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "regard" با ترجمه به فارسی

  • بالسویه دیدن، یکسان شمردن، دانستن و دیدن
  • توجه به علایق شخصی · رتبه · رجوع شود به self-respect · شان · مقام · وقار
  • با احترام
  • در باب · درباره · راجع به · مربوط
  • (نشان های اشرافی) سر به عقب · رو به عقب
  • (معمولا با: of) باملاحظه · حساس · متواضع · متوجه · مودب
  • درباره
  • آوازه داشتن · ارجمند شمردن · شهرت داشتن · لایق دانستن
اضافه کردن

ترجمه های "regard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه