ترجمه "regime" به فارسی

رژیم, نظام, سازگان بهترین ترجمه های "regime" به فارسی هستند.

regime noun دستور زبان

A form of government, or the government in power (as in a socialist regime) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رژیم

    noun

    form of government [..]

    And it made it impossible for the regime to stop it.

    و این بود که به رژیم اجازه نداد سرکوبش کند.

  • نظام

    noun

    For refugees, that choice is the global refugee regime today.

    برای پناهجویان، این انتخاب مفهوم نظام جهانی پناهجویی است.

  • سازگان

  • ترجمه های کمتر

    • دهناد
    • حكومت
    • طرح
    • دوران حکومت
    • رجوع شود به regimen
    • سازگان اجتماعی یا سیاسی
    • پرهیز غذایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regime " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Regime
+ اضافه کردن

"Regime" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Regime در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "regime" با ترجمه به فارسی

  • رژیم صعودی / نزولی
  • روشنايي تپي · روشنايي نوبتي · روشنايي پيوسته · روشنايي گسيخته · رژیمهای نوری
  • تغییر رژیم
  • (در مورد نظام های سیاسی و اجتماعی و اداری و غیره) نظام پیشین · نظام اجتماعی و سیاسی فرانسه پیش از انقلاب کبیر فرانسه
  • رژیمهای دمای خاک
  • رژيم رقابتي
  • آبهواشناسي · بارش · بارش مايع · روز بارش · رژیم بارش · شدت بارش · مقدار بارش
  • رژیمهای آب خاک
اضافه کردن

ترجمه های "regime" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه