ترجمه "relate" به فارسی
گفتن, حکایت کردن, وابسته بودن بهترین ترجمه های "relate" به فارسی هستند.
relate
verb
دستور زبان
(transitive) To tell in a descriptive way. [..]
-
گفتن
verbThey said the arrest was drug related, but they won't give me any more details over the phone.
گفتن بخاطر مواد مخدر دستگير شده ، ولي ديگه اطلاعات دقيقي پاي تلفن بهم نميدن.
-
حکایت کردن
And Berg related all that he remembered of the various tales he had heard those days.
پس برک تمام داستانهای مختلف را که در آن مدت شنیده بود و به خاطر داشت حکایت کرد.
-
وابسته بودن
verb
-
ترجمه های کمتر
- واگفتن
- بستن
- ( همدیگر را) درک کردن
- (خبر یا داستان و غیره) نقل کردن
- ارتباط دادن
- تفاهم داشتن
- رابطه داشتن
- ربط دادن
- ربط داشتن
- روایت کردن
- سرگذشت گفتن
- مربوط کردن
- همبسته بودن
- همبسته کردن
- وابسته کردن
- پیوند دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " relate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Relate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Relate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Relate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "relate" با ترجمه به فارسی
-
روابط اصلی
-
سیستم مدیریت پایگاه داده رابطه ای
-
روابط کارکنان
-
آزمونهای مربوط بکار
-
قانون اتحادیه صنفی و روابط کار
-
رابطه دوتایی
-
خویشاوند نسبی (در مقابل سببی) · خویشاوند هم خون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن