ترجمه "relapsing" به فارسی
برگشت, عودت بهترین ترجمه های "relapsing" به فارسی هستند.
relapsing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of relapse. [..]
-
برگشت
nounJane had spent an evening at Hartfield with her grandmother and aunt, and every thing was relapsing much into its usual state.
جین یک شب با مادربزرگ و خالهاش آمد هارت فیلد و همه چیز دوباره به روال سابق برگشت.
-
عودت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " relapsing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "relapsing" با ترجمه به فارسی
-
(بیماری ناشی از Borrelia که نشانه ی آن تب بازگشتی و سرماسرما است) تب بازگشتی · تب راجعه
-
(بیماری) عود · (بیماری) عود کردن · (پس از بهتر شدن یا پیشرفت ) پسرفت کردن · بازگشت · برگشت · برگشتن · دوباره بیمار شدن · رجعت · رجوع شود به lapse · عود · عودت · فرو رفتن · فروکش کردن · پس رفتن · پسرفت
-
تب راجعه
-
(بیماری) عود · (بیماری) عود کردن · (پس از بهتر شدن یا پیشرفت ) پسرفت کردن · بازگشت · برگشت · برگشتن · دوباره بیمار شدن · رجعت · رجوع شود به lapse · عود · عودت · فرو رفتن · فروکش کردن · پس رفتن · پسرفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن