ترجمه "related" به فارسی

مربوط, (موسیقی) هم پیوند ( از نظر آهنگ و غیره), حکایت شده 2 - منسوب بهترین ترجمه های "related" به فارسی هستند.

related adjective verb دستور زبان

Standing in relation or connection. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مربوط

    adjective

    It's not always that they are related to religion.

    اينطور نيست که اونا هميشه مربوط به مذهبي هستن.

  • (موسیقی) هم پیوند ( از نظر آهنگ و غیره)

  • حکایت شده 2 - منسوب

  • ترجمه های کمتر

    • خویش
    • خویشاوند
    • روایت شده
    • همبسته
    • وابسته
    • گفته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " related " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Related
+ اضافه کردن

"Related" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Related در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "related" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "related" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه