ترجمه "relation" به فارسی

رابطه, ارتباط, نسبت بهترین ترجمه های "relation" به فارسی هستند.

relation noun دستور زبان

The manner in which two things may be associated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رابطه

    noun

    mathematics: set of ordered tuples, a Boolean function of two or more arguments

    His concept on relations human is not the truth.

    اون تصورات پيچيده از رابطه هاي زن و مرد اصلا حقيقت نيست.

  • ارتباط

    noun

    Just think about how we relate to ants.

    فقط به نحوه ارتباط ما با مورچه فکر کنید.

  • نسبت

    noun

    Including his wife if she's related to Alex.

    از جمله زنش ، البته اگه با الکس نسبت داشته باشه.

  • ترجمه های کمتر

    • پیوند
    • مناسبت
    • ربط
    • خویشاوند
    • خویشاوندی
    • فامیل
    • آمیزش
    • بستگی
    • مراوده
    • خویشی
    • شرح
    • داستان
    • حکایت
    • نقل
    • مقاربت
    • معامله
    • روایت
    • وابستگی
    • پیوستگی
    • تناسب
    • نزدیکان
    • واگویی
    • جماع
    • بازگویی
    • سرگذشت
    • (حقوق) اظهاریه ی مدعی
    • رابطه ی جنسی
    • قوم و خویش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " relation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Relation
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارتباط

    Relations between humans and demons can bring no good.

    ارتباط بين انسانها و شياطين ، بدي و سرنوشت شوم با خودش مياره

عباراتی شبیه به "relation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "relation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه