ترجمه "relapse" به فارسی

برگشت, عود, بازگشت بهترین ترجمه های "relapse" به فارسی هستند.

relapse verb noun دستور زبان

(intransitive) To fall back again. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگشت

    noun
  • عود

    noun

    That you'd had a relapse, that you'd molested some girl in a bar.

    که شما می عود ، که شما می توانید برخی دختر در یک نوار تعرض قرار داده بود.

  • بازگشت

    noun

    suffered only occasional relapses.

    تنها از بازگشت گاه و بیگاه اعتیادش رنج میبرد.

  • ترجمه های کمتر

    • عودت
    • پسرفت
    • رجعت
    • برگشتن
    • (بیماری) عود
    • (بیماری) عود کردن
    • (پس از بهتر شدن یا پیشرفت ) پسرفت کردن
    • دوباره بیمار شدن
    • رجوع شود به lapse
    • فرو رفتن
    • فروکش کردن
    • پس رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " relapse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "relapse" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "relapse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه