ترجمه "relatively" به فارسی

نسبتا, به نسبت, تا اندازه ای بهترین ترجمه های "relatively" به فارسی هستند.

relatively adverb دستور زبان

Proportionally, in relation to some larger scale thing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نسبتا

    adverb

    She spoke relatively quickly.

    او نسبتا سریع حرف می زند.

  • به نسبت

    Generally the first dog can be relatively content.

    اصولاً سگ اولی به نسبت شاد تر از سگ دوم بود.

  • تا اندازه ای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " relatively " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "relatively" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "relatively" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه