ترجمه "remind" به فارسی
یادآوری کردن, اشاره کردن, به یاد کسی آوردن بهترین ترجمه های "remind" به فارسی هستند.
remind
verb
دستور زبان
To cause one to experience a memory (of someone or something); to bring to the notice or consideration (of a person). [..]
-
یادآوری کردن
verbCause one to experience a memory; bring to a person's notice
It was only a little while later that Edward reminded me of my priorities.
تنها کمی بعد ادوارد اولویتها را به هم یادآوری کرد.
-
اشاره کردن
verbNicole reminded her, indicating Abe.
نیکول برای یادآوری به ایب اشاره کرد و گفت
-
به یاد کسی آوردن
-
ترجمه های کمتر
- تداعی کردن
- تذکر دادن
- سریع کردن
- صف بستن
- یاد انداختن
- یاداور شدن
- یاداوری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " remind " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Remind
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Remind" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Remind در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "remind" با ترجمه به فارسی
-
به یاد (چیزی) · در فکر · یادآور · یادانداز
-
مکاتبات / تماس های یادآوری کننده
-
سرویسهای یادآوری کننده
-
(شخص یا چیز) یادآور · تذکار · يادآور · یاد انداز · یاداور
-
(شخص یا چیز) یادآور · تذکار · يادآور · یاد انداز · یاداور
-
(شخص یا چیز) یادآور · تذکار · يادآور · یاد انداز · یاداور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن