ترجمه "reminder" به فارسی

يادآور, تذکار, یاداور بهترین ترجمه های "reminder" به فارسی هستند.

reminder noun دستور زبان

Someone or something that reminds. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • يادآور

    A message that appears at a specified interval before an appointment, meeting, or task that announces when the activity is set to occur.

    Before choosing the final one, I'd like to remind you of the rules.

    قبل از انتخاب نفرات آخر مقررات رو يكبار ديگه يادآور ميشم.

  • تذکار

  • یاداور

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (شخص یا چیز) یادآور
    • یاد انداز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reminder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Reminder
+ اضافه کردن

"Reminder" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reminder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "reminder" با ترجمه به فارسی

  • اشاره کردن · به یاد کسی آوردن · تداعی کردن · تذکر دادن · سریع کردن · صف بستن · یاد انداختن · یادآوری کردن · یاداور شدن · یاداوری کردن
  • به یاد (چیزی) · در فکر · یادآور · یادانداز
  • مکاتبات / تماس های یادآوری کننده
  • سرویسهای یادآوری کننده
  • اشاره کردن · به یاد کسی آوردن · تداعی کردن · تذکر دادن · سریع کردن · صف بستن · یاد انداختن · یادآوری کردن · یاداور شدن · یاداوری کردن
  • اشاره کردن · به یاد کسی آوردن · تداعی کردن · تذکر دادن · سریع کردن · صف بستن · یاد انداختن · یادآوری کردن · یاداور شدن · یاداوری کردن
  • اشاره کردن · به یاد کسی آوردن · تداعی کردن · تذکر دادن · سریع کردن · صف بستن · یاد انداختن · یادآوری کردن · یاداور شدن · یاداوری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "reminder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه