ترجمه "remiss" به فارسی

بی مبالات, فراموشکار, فراموشکارانه بهترین ترجمه های "remiss" به فارسی هستند.

remiss adjective دستور زبان

At fault; failing to fulfill responsibility, duty, or obligations. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی مبالات

    adjective

    may have been morally remiss,

    ممکن است از لحاظ اخلاقی بی مبالات باشند

  • فراموشکار

  • فراموشکارانه

  • ترجمه های کمتر

    • ولنگار
    • پرویش
    • فروگذار
    • تنبل
    • (نادر) بی حال
    • از حال رفته
    • اهمال کار
    • با بی دقتی
    • با قصور
    • با پشت گوش اندازی
    • بی دقت
    • بی عرضه
    • بی نا
    • سر به هوا
    • سست انگار
    • سهل انگار
    • شل و ول
    • قصور کننده
    • مسامحه کننده
    • پشت گوش انداز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remiss " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Remiss
+ اضافه کردن

"Remiss" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Remiss در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "remiss" با ترجمه به فارسی

  • تخفیف دهنده · گذشت کننده
  • (به ویژه گناه یا جرم) بخشیدن · (بیماری) بهبود · (درد یا حرارت و غیره) فروکش · (مالیات) بخشودگی · آمرزش · ارسال وجه · اغماض · بخشش · برائت · تبرئه · عفو · فرونشینی · معافیت · مغفرت · واهلش tax remissions9 · واگذاشت · چشم پوشی · کاهش · گذشت
  • (به ویژه گناه) بخشیدنی · اغماض پذیر
  • اهمال · بی مبادلاتی · بیحالی · غفلت
  • بخشش · برائت · تبرئه
اضافه کردن

ترجمه های "remiss" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه