ترجمه "remit" به فارسی
عفو کردن, عقب انداختن, بازپرداخت بهترین ترجمه های "remit" به فارسی هستند.
remit
verb
noun
دستور زبان
To give up, stop succumbing to (a negative emotion etc.). [..]
-
عفو کردن
-
عقب انداختن
verb -
بازپرداخت
-
ترجمه های کمتر
- آمرزیدن
- کاستن
- صلاحیت
- فرستادن
- (از نظر مالی) جبران کردن
- (انگلیس) حوزه ی مسئولیت یا اختیارات یا اطلاعات
- (بدهی و مسئولیت و غیره) بخشودن
- (به ویژه پول) فرستادن
- (درد و بیماری و غیره) فروکش کردن
- (قدیمی) تسلیم کردن
- (گناه یا جرم) بخشیدن
- احاله کردن
- ارجاع کردن
- ارسال وجه
- ارسال پول 2
- ارسال کردن
- از سرباز کردن
- اغماض کردن
- بازپرداخت کردن
- به بعد موکول کردن
- به تعویق انداختن
- بهبود یافتن
- بهتر شدن
- تسکین یافتن یا دادن
- حواله کردن
- رجوع شود به remand
- صرفنظر کردن 1
- فرو نشاندن
- مطرح کردن
- معاف کردن
- پس افکندن 0
- پس دادن
- گذشت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " remit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Remit
-
ارجاع کار به دیگری، ارجاع دعوی به دادگاه دیگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن