ترجمه "remittent" به فارسی

بازگشتی, بازآیند, راجعه بهترین ترجمه های "remittent" به فارسی هستند.

remittent adjective دستور زبان

(pathology) Of or pertaining to remission of the severity of symptoms [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازگشتی

  • بازآیند

  • راجعه

  • ترجمه های کمتر

    • (پزشکی) تب راجعه
    • تب بازگشتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remittent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "remittent" با ترجمه به فارسی

  • قابل پرداخت
  • (پول) فرستادن · ارسال · حواله · مبلغ ارسالی · وجه
  • رساننده وجه · وجه رسان
  • بخشش · برائت · تبرئه · رجوع شود به remission · فرونشینی
  • (به ویژه در مورد انگلیسی هایی که سابقا در مستعمرات زندگی می کردند) دریافت کننده ی وجوه ارسالی از انگلیس
اضافه کردن

ترجمه های "remittent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه