ترجمه "remittal" به فارسی

برائت, تبرئه, فرونشینی بهترین ترجمه های "remittal" به فارسی هستند.

remittal noun دستور زبان

Anything remitted; remittance [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برائت

    noun
  • تبرئه

    noun
  • فرونشینی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بخشش
    • رجوع شود به remission
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remittal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "remittal" با ترجمه به فارسی

  • قابل پرداخت
  • (پول) فرستادن · ارسال · حواله · مبلغ ارسالی · وجه
  • (پزشکی) تب راجعه · بازآیند · بازگشتی · تب بازگشتی · راجعه
  • رساننده وجه · وجه رسان
  • (به ویژه در مورد انگلیسی هایی که سابقا در مستعمرات زندگی می کردند) دریافت کننده ی وجوه ارسالی از انگلیس
اضافه کردن

ترجمه های "remittal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه