ترجمه "remittance" به فارسی

ارسال, حواله, وجه بهترین ترجمه های "remittance" به فارسی هستند.

remittance noun دستور زبان

A payment to a remote recipient. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارسال

    noun

    among families that receive remittances.

    برایشان پول ارسال میگردد، بالاتر است.

  • حواله

  • وجه

    Until the arrival of that remittance,'

    تا وصول شدن وجه مزبور، من از رفتن به خانة خویش ...

  • ترجمه های کمتر

    • (پول) فرستادن
    • مبلغ ارسالی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remittance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "remittance" با ترجمه به فارسی

  • قابل پرداخت
  • (پزشکی) تب راجعه · بازآیند · بازگشتی · تب بازگشتی · راجعه
  • رساننده وجه · وجه رسان
  • بخشش · برائت · تبرئه · رجوع شود به remission · فرونشینی
  • (به ویژه در مورد انگلیسی هایی که سابقا در مستعمرات زندگی می کردند) دریافت کننده ی وجوه ارسالی از انگلیس
اضافه کردن

ترجمه های "remittance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه