ترجمه "remission" به فارسی
بخشش, عفو, آمرزش بهترین ترجمه های "remission" به فارسی هستند.
remission
noun
دستور زبان
A lessening of amount due, as in either work or money or intensity of a thing. [..]
-
بخشش
noun -
عفو
noun -
آمرزش
For example, imagine Joseph’s feelings as he translated passages about baptism for the remission of sins.
برای مثال، احساسات جوزف را تصوّر کنید چنانکه عباراتی را در بارۀ تعمید برای آمرزش گناهان ترجمه کرد.
-
ترجمه های کمتر
- تبرئه
- کاهش
- برائت
- گذشت
- فرونشینی
- معافیت
- مغفرت
- واگذاشت
- اغماض
- (به ویژه گناه یا جرم) بخشیدن
- (بیماری) بهبود
- (درد یا حرارت و غیره) فروکش
- (مالیات) بخشودگی
- ارسال وجه
- واهلش tax remissions9
- چشم پوشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " remission " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "remission" با ترجمه به فارسی
-
(نادر) بی حال · از حال رفته · اهمال کار · با بی دقتی · با قصور · با پشت گوش اندازی · بی دقت · بی عرضه · بی مبالات · بی نا · تنبل · سر به هوا · سست انگار · سهل انگار · شل و ول · فراموشکار · فراموشکارانه · فروگذار · قصور کننده · مسامحه کننده · ولنگار · پرویش · پشت گوش انداز
-
تخفیف دهنده · گذشت کننده
-
(به ویژه گناه) بخشیدنی · اغماض پذیر
-
اهمال · بی مبادلاتی · بیحالی · غفلت
-
بخشش · برائت · تبرئه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن